اصلی‌ترین مفهوم TA‌ حالت من است. برن(1988) حالت من را به عنوان یک احساس و الگوی پایدار تفکر که با مدل رفتاری ارتباط دارد تعریف کرده است(کچسی و تاس آوکک، 2009). این حالت با دو مدل مجزای ساختاری و کارکردی بررسی شده است. حالت «من والدینی»: مجموعه‌ای از احساسات، نگرش‌ها و طرح‌های رفتاری است که ویژگی‌های مشابه به آن در والدین هم وجود دارد. در جنبه‌ی «والد» شخصیت انسان تمام پندارها، اخطارها و قوانین و مقرراتی که بچه از پدر و مادر خود شنیده یا در رفتار آنها دیده محفوظ است(هریس، 1381). حالت «من کودکی» مجموعه‌ای از احساسات، نگرش‌ها و طرح‌های رفتاری است که بقای آن از دوران کودکی خود فرد است(شفیع‌آبادی و ناصری، 1380).
از آنجایی که انسان کوچک در دوره بحرانی زندگی اولیه فاقد بیان است بنابراین بیشتر واکنش‌های او به صورت احساس ضبط می‌شوند. انسان کوچک در سالهای اولیه زندگیش به این نتیجه می‌رسد که من خوب نیستم. حالت «من بالغ» به وسیله مجموعه‌ای از احساسات، نگرش‌ها و طرح‌های رفتاری خودمختار و مستقل توصیف می‌شود که با واقعیت موجود تطبیق و هماهنگی دارند. حالت «من بالغ» برای بقا لازم است. این حالت داده‌ها را به جریان می‌اندازد، تجزیه و تحلیل می‌کند و احتمالاتی که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هستند محاسبه می‌کند(شفیع‌آبادی و ناصری، 1380).
و یک فرد معتاد در گروه درمانی به روش تحلیل رفتار متقابل می‌تواند به چنین حالاتی برسد. جنبه «بالغ» می‌تواند از طریق تمرین، رشد و توسعه پیدا کند. اگر «بالغ» از احتمال وقوع مشکلی در آینده هشیار باشد. از طریق ارزیابی احتمالات می‌تواند راه حلی نیز برای حل آن مشکل بیندیشد(هریس، 1381). وظیفه دیگر «من بالغ» منظم کردن فعالیت‌های «من کودکی» و «من والدینی» و واسطه شدن عینی میان آنهاست(شفیع آبادی و ناصری، 1380).
کار مداوم «بالغ» بررسی اطلاعات قدیمی، اعتبار دادن یا ندادن و بالاخره دوباره بایگانی کردن آنها برای استفاده در آینده است(هریس، 1381). و این‌ها موضوعاتی هستند که زوجین معتاد شده در گروه درمانی یاد می‌گیرند و سعی می‌کنند از آن در زندگی واقعی استفاده کنند. این شیوه درمانی در زوجین که مواد مصرف می‌کرده‌اند منجر به تقویت «بالغ» شود و نتایج مثبتی در ارتباط با حمایت اجتماعی داشته باشد. فوزیا و نرش107(2009) نشان دادند که ارتباط مثبتی بین حمایت اجتماعی و میزان عود وجود دارد بنابراین با توجه به تأکید فراوان این نظریه بر تقویت «بالغ» به عنوان مسول اجرایی شخصیت علاوه آثار شناختی – رفتاری و هیجانی موثر آن ممکن است منجر به افزایش مسئولیت‌پذیری(ترکان، 1385) و همچنین موجب کاهش هیجان‌مداری و افزایش مسئله‌مداری در افراد شود(فرهنگی و شعرباف، 1385). و کاهش وسوسه و میل به مصرف مجدد مواد را در پی داشته باشد. جلسات تحلیل رفتار متقابل در افراد معتاد ممکن است باعث ایجاد نگرش واقع‌بینانه به مسائل روزمره شده و فرد را در رویارویی با موقعیت‌های وسوسه‌انگیز برای مصرف مواد محافظت کند.
در پژوهش انجام شده توسط کریستینسن و شنک(1991) پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که مشکل در برقراری ارتباط سازنده متقابل از دلایل عمده عملکرد پایین زوج‌ها و اختلافات و تعارضات زناشویی زوجین می‌باشد. در واقع آموزش TA به زوج‌ها کمک می‌کند تا پیام‌های خود را صریح‌تر انتقال دهند و به درک بیشتری از یکدیگر نائل آیند. تمرین اصول TA باعث می‌شود تا زوج‌ها این عادات را به گنجینه رفتاری خود اضافه کنند و در موقعیت‌های مشکل‌ساز و تعارض زناشویی به جای استفاده از رفتارهای تشنج‌زا مانند استفاده بی‌جا، سرزنش، طعنه و کنایه، زخم و زبان و غیره از شیوه‌های سازنده استفاده نمایند. آموزش تحلیل رفتار متقابل به زوجین معتاد باعث افزایش حل مشکل، ارتباط موثر، همراهی عاطفی، صمیمیت و کنترل رفتار می‌شود و از مشکلاتی که ممکن است برای زوج‌ها به وجود آید پیشگیری کند یعنی آموزش تحلیل رفتار متقابل و تعمیم‌ آن به دیگر سطوح زندگی زناشویی و اجتماعی موجب می‌شود زوج‌ها نسبت به دیگر مسائل زندگی و تعارضات دید بازتری پیدا کنند.
با توجه به اینکه عود اعتیاد در زوجین معتاد یکی از معضلات مهم درمانی برای سوءمصرف مواد است هدف این پژوهش بررسی تأثیر گروه درمانی به شیوه تحلیل رفتار متقابل بر کاهش پرخاشگری و تعارضات زناشویی می‌باشد. پژوهشگران در درمان زوجین معتاد به برخی ویژگی‌های هیجانی و محیطی و بین فردی که منجر به مصرف مجدد شده اشاره کرده‌اند. بیش از 90% زوجین آشفته معتاد، ناتوانی برقراری ارتباط را به عنوان مشکل اصلی در رابطه خود بیان می‌کنند(برنشتاین و برنشتاین، 1382).
با توجه به گزارش‌های اخیر که از افزایش میزان اختلافات زناشویی، خشونت و حتی طلاق در زوجین معتاد در کشور حکایت می‌کند(صالحی فدردی،‌1378) میتوان به نقش و اهمیت پژوهش‌هایی که به راهکارهای مناسب در جهت بهبود کیفیت زندگی زناشویی و در نهایت حفظ بنیان خانواده منجر می‌گردد پی برد. علاوه بر این تقاضای زوج‌های معتاد برای حل مشکلات ارتباطی و بالا بردن کیفیت رابطه زناشویی موجب ارائه راهکارها و مدل‌های متعدد درمانی شد و انتخاب مدل درمانی TA در چنین شرایطی اهمیت مضاعف دارد(بشارت، 1379).
در پژوهشی محمدی اساعیلی و نیک(2010) به بررسی اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر مهارت‌های ارتباطی زوجین معتاد پرداختند و نتیجه گرفتند که این رویکرد باعث افزایش مهارت‌های ارتباطی درک و خودابزاری آنان می‌شود.
از آنجا که بیشتر بروز پرخاشگری و تعارضات زناشویی زوجین معتاد، به علت نبود ارتباط مناسب یا نداشتن مهارت کافی برای ابراز عواطف یا عشق خود به شریک زندگی در روابط زناشویی است لذا پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری و تعارضات زناشویی زوجین معتاد در شهرستان سبزوار انجام می‌شود.
اهداف تحقیق
هدف کلی:
هدف از تحقیق حاضر اثربخشی تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری و تعارضات زناشویی زوجین معتاد می‌باشد.
اهداف اختصاصی
• اثربخشی تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری زوجین معتاد
• اثربخشی تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر کاهش تعارضات زناشویی زوجین معتاد.
فرضیه‌های تحقیق
رویکرد تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری و تعارضات زناشویی تأثیر معناداری دارد.
فرضیه‌های فرعی
• گروه درمانی تحلیل رفتار متقابل باعث کاهش معنادار پرخاشگری زوجین معتاد در مقایسه با گروه کنترل می‌شود.
• گروه درمانی تحلیل رفتار متقابل باعث کاهش معنادار تعارضات زناشویی زوجین معتاد در مقایسه با گروه کنترل می‌شود.
متغیرهای پژوهش
متغیر مستقل:
عبارت است از عامل گروه درمانی رویکرد تحلیل رفتار متقابل که بر روی گروه آزمایشی اجرا خواهد شد ضمنا گروه گوا در معرض هیچ سطحی از متغیر مستقل قرار نمی‌گیرد.
متغیر وابسته:
پرخاشگری و تعارضات زناشویی که دو متغیر وابسته پژوهش می‌باشد که بر اساس تعریف عملیاتی در این طرح توسط پرسشنامه پرخاشگری و تعارضات زناشویی قبل و بعد از اجرای متغیر مستقل و همچنین بعد از یک ماه پیگیری بر روی هر گروه آزمایشی و گروه گواه تغییرات آن اندازه‌گیری می‌شود.
متغیر کنترل:
در این پژوهش، سن، سطح تحصیلات زوجین و سطح اقتصادی و فرهنگی جزء متغیرهای کنترل هستند که سعی شده با جایگزینی تصادفی آزمودنی‌ها در گروه‌های دوگانه تأثیر آنها کنترل شود.
تعاریف اصطلاحات، مفاهیم کلیدی و متغیرها
تعاریف مفهومی
اثربخشی: کاربرد بالینی روش درمان در معیارهای روزمره و معمولی درمان اشاره دارد. در واقع اثربخشی به این سوال مهم و جدی پاسخ می‌دهد که آیا شیوه درمان مورد نظر بیرون از محیط‌های آزمایشگاهی نیز اثر دارد یا خیر؟(موکنسترن و هکاران، 2002)
گروه درمانی: کورسینی(1999) در یک تعریف جامع روان درمانی گروهی را به عنوان درمان جمعی مشکلات روان شناختی تعریف می‌کنند که در آن چند تا یا بیشتر از چند نفر با حضور یک یا چند درمانگر به عنوان تسریع و تسهیل گر با هم تعامل می‌کنند.
پرخاشگری: اصطلاحی بسیار کلی برای انواع گوناگونی از اعمال همراه با خشونت است. چنین اعمالی را می‌توان فرض کرد که به یکی از دلایل زیر برانگیخته‌ می‌شود:
الف: ترس یا حرمان
ب: میل به ایجاد ترس یا فراری دادن دیگران
ج: میل به پیش بردن عقاید و علایق شخصی (پورافکاری، 1382)
رویکرد تحلیل رفتار متقابل: نظریه اریک برن که به تحلیل رفتار متقابل شهرت یافته نظریه‌ای است در مورد شخصیت و روش منطقی است برای روان درمانی به منظور رشد و تغییرات شخصی (جونز و استوارت، 1376).
تعارضات زناشویی: اصطلاحی است که به طور گسترده اختلاف بین افراد یا گروه افراد را توصیف می‌کند(هال، 1987؛ به نقل از ملسینک).
تعاریف عملیاتی متغیرها
اثربخشی: در این مطالعه میزان اثربخشی گروه درمانی تحلیل رفتار متقابل بر کاهش پرخاشگری و تعارضات زناشویی زوجین معتاد مورد بررسی قرار می‌گیرد تا مشخص شود که آیا روش تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری و تعارضات زناشویی تأثیر بیشتری دارد یا نه.
گروه درمانی: شکلی از مداخلات جمعی است که در گستره وسیعی از موقعیت‌ها استفاده می‌شود که در این پژوهش با استفاده از رویکرد تحلیل رفتار متقابل اجرا می‌شود.
رویکرد تحلیل رفتار متقابل: منظور از آموزش تحلیل رفتار متقابل در این پژوهش استفاده از اطلاعات، روش‌ها، تکنیک‌ها و تکالیف ارائه شده در کتاب‌های روش‌های نوین در روان‌شناسی تحلیل رفتار متقابل اثر جونز استوارت، وضعیت آخر اثر تامس.آر. هریس، ماندن در وضعیت آخر اثرآمی ب هریس تامس. آهریس، بازی اثر برن، من خوبم تو خوبی اثر فرید و نظریه‌های مشاوره و روان درمانی شفیع‌آبادی و ناصری، 1380 و نیز ابتکارات پژوهشگران با در نظر گرفتن هدف تحقیق بر حسب منوئلی که در پیوست خواهد آمد.
پرخاشگری: در این تحقیق نمره‌ای است که آزمودنی در مقیاس پرخاشگری باس و پری بدست می‌آورد.
تعارضات زناشویی: در این تحقیق نمره‌ای است که آزمودنی در مقیاس (پرسشنامه) تشخیص تعارضات زوجین بدست می‌آورد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
تجربه اختلاف و تعارض یکی از ویژگی های انسان بودن یا یکی از لازمه های وجود داشتن می باشد. در هر ازدواجی بارش خیلی کمی از تعارض باید اتفاق بیفتد تا اینکه بارش بتواند در فهم اختلافات یا تفاوت هایی در عقاید، ارزش ها، امیال، نیازها و عاداتی که همسران در سراسر زندگی با همدیگر دارند؛ به آنها کمک کند. با اینکه بیشتر ما سعی داریم از تعارض دوری کنیم با این حال برای حفظ ارتباط در ازدواج نمی توانیم از تعارض به دور باشیم.
تعارض زوج ها شامل تهدید، سوء استفاده کلامی و اعمال خشونت فیزیکی می باشد که از هل دادن، گرفتن یا سیلی زدن تا تهدید کردن با اسلحه یا اشیاء درجه بندی می شود که ممکن است به صدمات جسمانی و گاهی اوقات به مرگ منجر شود. نخستین نشانه های هشدار دهنده در مورد اینکه تعارض در حال افزایش و شدت می باشد اغلب همراه با رخ دادن مسائلی از قبیل طعنه زنی و کنایه ای بودن، سر به سر هم گذاشتن، بهانه گیری و انتقاد گرایی، فریاد یا نعره کشیدن، دوری از همدیگر و سکوت سنگین می باشد. نارضایتی و ناسازگاری مفاهیمی هستند که با تعارض رابطه دارند؛ بدین معنی که با افزایش تعارض در ارتباط های زوجی ناسازگاری افزایش یافته و نارضایتی بیشتری حاصل می شود؛ بعلاوه این مشکلات از مقدمات طلاق و جدایی محسوب می شود.
تعارض بین فردی نوعی تعامل است که در آن اشخاص، تمایلات، دیدگاه ها و عقاید متضادی را بیان می کنند (عاطف وحید، 1390).
بعضی محققان آن را رخداد عادی در زندگی زناشویی می دانند. تعارض همیشه منفی نیست بلکه روشی که زوج ها برای مدیریت تعارض به کار می برند می تواند تأثیر منفی بر رابطه داشته باشد. محققان نشان داده اند که تأثیرات منفی تعارض از قبیل خشم، ناراحتی و ترس در تعاملات زوج ها با میزان خشونت و درگیری مرتبط است. این ارتباطات مخرب یا تعاملات منفی بین زوجین منجر به کاهش رضایت در رابطه و افزایش احتمال طلاق می شوند. این که حل تعارض ازدواج با موفقیت انجام می گیرد یا به صورت زیار بار، به روشی بستگی دارد که زوج ها برای انجام یا خاتمه دادن این تعارض برمی گزینند. حل تعارض می تواند به طور مثبت یا منفی انجام گیرد. حل مثبت تعارض ارتباط را به وسیله تمرکز دادن بر عقاید و ارزش ها تقویت و حل منفی تعارض ارتباط را تضعیف و سست می کند. هر وقت زوج ها دچار تعارض می شوند کار درست و مسئولیت هر دو شریک این است که به سوی حل یک مسئله مثبت گام بردارند.
تعریف تعارض زناشویی

تعاریف متعددی برای واژه تعارض ارائه شده است. در اینجا به بعضی از این تعاریف اشاره می شود:
– تعارض عبارت است از عدم توافق و مخالفت دو فرد با یکدیگر، ناسازگاری نظرات و اهداف رفتاری که در جهت مخالفت با دیگری صورت می گیرد و همچنین ستیزه ای بین افراد در اثر منافع ناهمسو و اختلاف اهداف و ادراکات مختلف است (رابینز108: 1991؛ کبیری: 1377 به نقل از بهارستان، 1383).
– مونت کومر109 (1989) تعارض زناشویی را به صورت فرایند تعاملی تعریف می کند که در آن یکی یا هر دو همسر در مورد جنبه هایی از رابطه شان احساس ناراحتی می کنند و می کوشند آن را به طریقی حل کنند (بهاری، 1388).
– تعارض های زناشویی نوعی عدم توافق مداوم و معنی دار بین دو همسر است که توسط یکی از آنها گزارش می شود؛ منظور از معنادار بودن تأثیر این مسئله بر عملکرد همسران و منظور از مداوم، اشاره به اختلافاتی است که به مرور زمان از بین نمی روند (هالفورد، 2001).
– گریف وبراین110 (2000) معتقدند تعارض زمانی به وجود می آید که یکی از طرفین درک کند که طرف مقابلش بعضی از مسائل مورد علاقه او را سرکوب کرده است.
تعارض در روابط زناشویی
پتانسیل تعارض در هر انسانی وجود دارد و مقداری از ناسازگاریها ممکن است در هر رابطه ای طبیعی باشد. بعضی از زوج ها تعارضات بیشتری را نسبت به بقیه تجربه می کنند. بعضی قادرند با تعارض ها به طور سازنده ای برخورد کنند. زوج های داری تعارض میزان زیادی عواطف منفی، شکایت و انزا در مقایسه با زوج های کارآمد نشان می دهند که به دلیل ناتوانی آنها در حل تعارض ها است.
اگرچه بعضی از تعارض ها غیرقابل اجتناب هستند ولی دلیل بر این نمی شود که همیشه این تعارض ها مطلوب یا مفید باشند. تعارض می تواند عشق و حتی یکی ازدواج خوب را تعریف کند. از طرف دیگر می توان تنش ها را تسکین داده و دو نفر را بهتر از قبل در کنار هم قرار دهند. این به شرایط کلی نوع تعارض ها، روشی که بر آن تکیه می کنند و نتیجه نهایی بستگی دارد (فینچام بیچ و داویلا111، 2004، به نقل از حکیمی، 1389).
اهمیت تعارض های زناشویی
پیش از ورود به این بحث ذکر این مطلب ضروری است که در مورد تعارض دو دیدگاه متداول وجود دارد و هر کدام از جنبه ای به آن می پردازند:
دیدگاه112 سنتی که نظریه ای غالب است و تعارض را موجب افت و تخریب و مسبب بحران می داند و بر پیامدهای مخرب و معایب آن تمرکز دارد. بنابراین جهت گیری این دیدگاه؛ درمان و حل سریع تعارض می باشد. از طرف دیگر دیدگاه تعاملی اختلاف ادراک و نظرات مختلف و عدم توافق در تصمیمات را موجب بهبود و رشد و رفع نقایص و عامل پویایی و تحرک می داند (بهارستان، 1383).
بر همین اساس، ابتدا به پیامدهای مثبت و آنگاه به تأثیرات سوء تعارض پرداخته می شود. ترنر113(1982) به نقل از ویکزوتریت(2001) اصطلاح بهره برداری از تعارض را عنوان می کند و آن را فرایندی فعال و پویا در جهت استفاده زوج از تعارض و ستیزه کردن به حل مشکل تعریف می نماید. به نظر وی تعارض می تواند مثبت، مولد و عامل رشد باشد.
کارکرد مثبت تعارض از نظر ترنر عبارت است از:
• بهره گیری از انرژی به جای سرکوب آن
• استفاده خلاقانه به جای سرکوب کردن
• برملا شدن احساسات و افکاری که تاکنون مخفی مانده اند
• خلق شیوه های نوین برای مدیریت تعارض توسط زوج ها
• ارزیابی مجدد قدرت در رابطه
• خلق یک فضای همکاری و مشارکت
• یادگیری دیدی منطقی نسبت به مسائل
• مذاکره دوباره در مورد قراردادهای دیرین و تغییر انتقادات در رابطه
در زمینه تأثیرات مخرب تعارض می توان به پیامدهای جسمی روانی و رابطه ای آن اشاره نمود. از لحاظ روانی اکثر افراد تعارض در روابط را بی نهایت تنش زا تجربه می کنند (هالفورد، 2001). تعارض را با خطر فزاینده انواع اختلافات روانی از جمله افسردگی خصوصا در زنان، سوء مصرف مواد خصوصا در مردان، ناکارآمدی جنسی در هر دو جنس و مشکلات رفتاری رو به افزایش در فرزندان خصوصا اختلالات رفتاری در پسران ارتباط دارد (افارل114، 1989). البته ارتباط بین تعارض و اختلالات روانی یک راهه نیست بلکه اختلالات روانی شدید و طولانی نیز احتمال رشد رابطه ای لذت بخش را برای فرد را کاهش می دهند (لنخ115، 1993 به نقل از خلیلی، 1384).
علاوه بر اختلالات روانی تعارض به سلامت جسمانی نیز تأثیر دارد افرادی که روابطی رضایت بخش و حمایت آمیز دارند در مقایسه با زوج های دارای مشکل به احتمال کمتری دچار بیماری هم می شوند. و در هنگام بیماری نیز بهتر معالجه می گردند. تعارض زناشویی با پدیده خشونت نیز مرتبط است. حدود یک چهارم ازدواج ها حداقل در یک مقطع با تهاجم فیزیکی بین فردی مواجه می شود. خشونت تقریبا همیشه با آشفتگی رابطه دارد. تقریبا سه چهارم زوج های درمانده که برای درمان مراجعه می کنند خشونت یک همسر نسبت به دیگری را در یک سال اخیر گزارش می کنند (اولیری، 1989 به نقل از هالفورد، 2001).
تعارض در روابط زناشویی بر کل رابطه نیز تأثیر دارد. پژوهش نشان می دهد زوج های متعارض کمترنی میزان رضایتمندی از ازدواج و بیشترین احتمال طلاق را نشان می دهند (السون وفاوور، 1992).
همچنین تعارض در رابطه و شیوه برخورد آن با رضایت از رابطه اسنادهایی به وجود آمده و استحکام مرتبط است (کوثر فیتز پاتریک، 2002، به نقل از خلیلی، 1384). بنابراین تعارض از جمله مهمترین مباحث در مطالعه ارتباط بین فردی به شمار می رود و بررسی آن ضروری به نظر می رسد.
مراحل رشد تعارض زوجین
وقتی زوجین به طور پیوسته در حل مشکلاتشان ناموفق باشند ممکن است به حد بالای تعارض برسند به طور کلی مراحل رشدی تعارضات زناشویی شامل چهار مرحله می باشد (به نقل از کوملین116 و وانگلیست، 2000؛ جیورین، فای117، بوردین، 1987).
1- مرحله اول: در این مرحله کمترین تعارض وجود دارد این مرحله در زوجین مشاهده می شود که مدت کوتاهی است ازدواج کرده اند. در این مرحله تعارض عموما بیش از 6 ماه ادامه نیافته و بی میلی یا تنش مهمی در رابطه زوجین ایجاد نکرده است. اغلب این زوج ها خشم معناداری ندارند و می توانند اطلاعات را برای ایجاد تغییر جذب و درون سازی نمایند (یلدریچ و کریستین118، 2002؛ به نقل از زارعی، محمود آبادی و همکاران، 1391).
2- مرحله دوم: در این مرحله زوجین نوعا تعارض فرضی را تجربه می کنند که در بیش از 6 ماه طول کشیده است. روابط بین همسران باز است پس هر دو می توانند نارضایتی خود را ابراز نمایند اما سرزنش و مثلث سازی در این مرحله افزایش می یابد. زوجین هرچند اوقاتی با همدیگر صرف تفریح می کنند اما بی میلی آشکارا در بین آنها جود دارد. به عنوان پاسخی به استرس زوجین احتمالا الگوهای تعاملی تعقیب – گریز یا یادآور – طفره رو یا والد – کودک را نمایش می دهند (کوهلین – وانگلیست، 2000؛ لیمیر، بایسی، هن، 2007؛ به نقل از زارعی – محمودآبادی و همکاران، 1391).
3- مرحله سوم: زوجین در این مرحله تعارض خشنی را نشان می دهند که به طور کامل بیش از 6 ماه طول کشیده و شامل دوره ای از انقلاب و استرس شدید می باشد. در این مرحله سرزنش و تحقیر آشکار است همین طور قطبی سازی و دعوا بر سر قدرت، خشم و کنترل از مباحث رایج است و گاه به مثلث سازی فزاینده با افراد می پردازند. این کوشش یا تلاش برای کاهش تعارض است که استرس بسیاری ایجاد کرده است. ارتباطات بسته و اعتماد پایین است (کریسل، 1985؛ مارکمن، رینیک و فلوید، 1993؛ به نقل از زارعی، محمود آبادی و همکاران، 1391).
4- مرحله چهارم: در مرحله چهارم ویژگی زوجین این است که زوجین بیشترین حد تنش را در همه ابعاد روابط خود دارند یعنی روابط ضعیف است، دعوا بر سر قدرت، سرزنش، انتقاد شدید و خودافشایی وجود ندارد و مثلث سازی که ممکن است به شکل یک وکیل مدافع باشد، آشکار است (جیوربن و همکاران، 1987؛ یانگ ولانگ، 1988؛ به نقل از زارعی، محمودآبادی و همکاران، 1391).
عوامل موثر در بروز تعارض های زناشویی

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید