نظریه روابط موضوعی ادیث یاکوبسن:53
مفاهیم اصلی نظریه‌ی یاکوبسن54
نظریه روابط موضوعی مارگارت ماهلر56
مفاهیم اصلی در نظریه ی ماهلر57
نظریه ی روابط موضوعی اتو کرنبرگ64
موضوع65
نظریه اریک اریکسون72
الگوی زیستی – روانی -اجتماعی73
سازگاری:73
تعاریف سازگاری:74
ویژگی افراد به هنجار79
ویژگی های افراد سازگار:79
ریشه نا سازگاری های روانی:80
دیدگاههای کمی و کیفی در مورد ناسازگاری:80
نظریه های گوناگون در باب سازگاری:81
روانکاوی81
درمانهای رفتاری83
درمانهای میان فردی(تحلیل ارتباط محاوره ای)84
دیدگاه ان ال پی:85
پژوهش های خارجی:85
پژوهش‌های داخلی:96
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
مقدمه فصل سوم:100
طرح کلی :100
جامعه آماری101
مشخصات نمونه و روش نمونه گیری:101
ابزارهای سنجش:102
الف – آزمون روابط موضوعی بل102
پایایی و روایی آزمون روابط موضوعی :103
شیوه نمره گذاری آزمون روابط موضوعی:103
ب-پرسشنامه سازگاری برای دانش آموزان دبیرستانی:104
پایایی و روایی پرسشنامه :104
ضریب پایایی پرسشنامه104
شیوه نمره گذاری پرسشنامه سازگاری :106
نحوه جمع آوری داده ها:106
روش تحلیل داده ها106
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها
تحلیل داده‌های کمی از زاویه توصیفی108
تحلیل داده‌های کمی از زاویه استنباطی117
یافته‌های مربوط به فرضیه شماره 1117
یافته های مربوط به فرضیه شماره 2118
یافته های مربوط به فرضیه شماره 3119
یافته های مربوط به فرضیه شماره 4120
یافته های مربوط سوال شماره 1121
یافته های مربوط به سوال شماره 2121
یافته های مربوط به سوال شماره3123
یافته های مربوط به سوال شماره4124
فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری
گزارش یافته ها129
فرضیه شماره 1-129

فرضیه شماره 2-129
فرضیه شماره 3-130
فرضیه شماره 4-131
سوالهای پژوهشی اول،دوم،سوم،جهارم132
نتیجه‌گیری:132
محدودیت‌های پژوهش133
پیشنهاد‌هایی برای پژوهش‌های آتی134
پیشنهادهای کاربردی:134
پیشنهادهای پژوهشی:135

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

چکیده
نظریه پردازان روابط موضوعی تصور می‌کنند که ذهن افراد به واسطه تجارب اولیه با مراقبان شکل می گیرد و با رشد و تحول پیچیده تر می شود. همچنین تصور می شود که الگوهای روابط موضوعی اولیه تکرار می‌شوند. بنابر این؛ این الگوها در سراسر زندگی نسبتاً ثابت باقی می‌مانند. آسیب شنا سی بر اساس این الگوهای روابط موضوعی درونی شده تعیین می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین روابط موضوعی و سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی در دختران سال سوم مقطع دبیرستان انجام شده است. روش پژوهش از نوع همبستگی و برای دستیابی به هدف از تعداد 10 دبیرستان دخترانه منطقه 3 شهر تهران در سال تحصیلی 92-1391، تعداد 235 نفر دانش آموز دختر کلاس سوم، 17-16 ساله به طریق تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه روابط موضوعی بل (BORI) و پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی (AISS)، توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. داده‌ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان انجام شد. یافته‌ها نشان دادند بین روابط موضوعی با سازگاری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد (01/0 p< )از این رو فرضیه مورد تایید است. در رابطه با تاثیر گذاری روابط موضوعی بر سازگاری نتایج نشان دادند روابط موضوعی به طور کلی می‌تواند پیش‌بینی کننده‌ی چگونگی سازگاری باشد(0.42=β، 0.00=sig) . نتیجه گیری یافته های پژوهش حاکی از آن است که روابط موضوعی نقش معناداری در سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی ایفا می‌کند و روابط موضوعی بر سازگاری دانش‌آموزان تاثیر دارد.
واژه‌های کلیدی: روابط موضوعی، سازگاری (عاطفی، اجتماعی، آموزشی)
فصل یکم:
کلیات تحقیق
مقدمه :
مطالعه تحول انسان علمی است که فهم چگونگی و چرایی تغییر افراد را میسر می‌سازد، و اینکه چگونه و چرا به همان وضع باقی می‌مانند، در حالی که پیرتر می‌شوند. (برگر1،1997؛ نقل از ساعدی،1382). سازگاری فرایندی است در حال رشد و پویا که شامل توازن بین آن چه افراد می‌خواهند و آن چه جامعه‌شان پذیرا است. به عبارت دیگر سازگاری یک فرایند دو سویه است، از یک طرف فرد به صورت موثر با اجتماع تماس برقرار می‌کند و از طرف دیگر اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می‌‌بیند که فرد از طریق آن‌ها توانایی‌های بالقوه‌ی خویش را واقعیت می‌بخشد، در این تعامل، فرد و جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی شده و سازشی نسبتا پایدار به وجود می‌آید(اسلبی2 و گورا 3،1988، نقل از عابدینی 1381) .به طور کلی سازگاری به تسلط فرد بر محیط و احساس کنار آمدن با خود اشاره دارد. هریک از ما به محیط و تغییراتی که در آن روی می‌دهد پاسخ می‌دهیم. از این رو سازگاری مهارتی است که باید آموخته شود ، محیط خانواده (رابطه والد و فرزند ) مدرسه و وسایل ارتباط جمعی در فراهم ساختن امکان یادگیری با محیط نقش و مسئولیت مهمی دارند. محیط خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و در بر گیرنده‌ی عمیق ترین روابط انسانی و اولین محیط برای شکل گیری باورها و تعاملات می باشد. از دیدگاه نظریه پرازان روابط موضوعی تعامل کودک با مادر مهم ترین نقش تعیین کننده تحول روانشناختی محسوب می شود(سادوک،4و سادوک2007؛ترجمه رضاعی،1387) زیرا ذهن کودک به وسیله تجربیات اولیه با مراقبین شکل می گیرد. این الگوهای ارتباطی اولیه در طول زندگی ثابت هستند و اختلال در این روابط، آسیب روانی را توضیح می دهد(سیچتی 5وکوهن6،2006؛).به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران حضور هیچ انسانی در زندگی دیگری تصادفی رخ نمی دهد و روابط میان فردی ،آیینه‌ای از توانمندی‌ها و نیز کاستی‌های شخصیت فرد را در برابرش می‌گشاید. مقصود از روابط موضوعی، روابط بین شخصی است. نظریه پردازان روابط موضوعی بر روابط اوایل زندگی متمرکز می‌شوند که اثری دیرپا دارند؛ یعنی اثرات و بقایایی در روان فرد به جا می‌گذارند. این بقایای روابط گذشته، این روابط موضوعی درونی، ادراک فرد و روابط او با افراد دیگر را شکل می‌‌دهد. افراد نه فقط با دیگری واقعی، بلکه با دیگری درونی نیز وارد تعامل می‌شوند. مورد اخیر، باز نمودی روانی ست و ممکن است نسخه‌ای تحریف شده7 از برخی اشخاص واقعی باشد.(سنت کلر 1940,ترجمه طهماسب، علی‌آقایی، 1386) نظریه پرداز روابط موضوعی وینی کات در بحث از اهمیت سازگاری محیط نوزاد، از مفاهیم خود حقیقی8 و خود کاذب9 سخن می گوید که هردو در نتیجه‌ی تعامل کودک با محیط شکل می‌گیرد به نظر آدمیان عابر از گذرگاه زندگی هریک از ما بر آنند، تا با آموزش درس‌هایی به ما، وجودمان را به سطحی بالاتر از آگاهی رهنمون گردند.شاید انسجام و استحکام درونی (با ارزش‌های عمیق خویشتن میزان گردند) پس از تلاقی چندین و چند پاره‌ی، پاره‌هایی از خویشتن ما با بخشی از هستی سایرین میسر گردد. سازگار شدن با محیط مهمترین منظور و غایت تمام فعالیت‌های ارگانیزم است به طوری که تمام افراد در تمام دوران زندگی خود، در هر روز و ساعت سرگرم آن هستند که خود دگرگون شده را با محیط دگرگون شده سازگار کنند. در واقع، زندگی کردن چیزی جز عمل سازگاری نیست.
بیان مسئله:
آمار تکان دهنده و روز افزون خودکشی‌ها، اعتیاد‌ها، افسردگی‌ها و انواع اختلالات بی‌شمار، گواه این است که جهان امروز شاهد ناسازگاری‌های‌‌ بسیاری از سوی مردم است. در این روزگار، انبوه تفکرات منفی اذهان مردم را تسخیر کرده و چه بسیارند مردمی که با احساس ملالت و افسردگی و انواع تعارضات شخصی و مشکلات اجتماعی زندگی را بر خود حرام می‌کنند و بی‌آنکه از آن درست لذت ببرند خود را تسلیم انگاره‌‌های انفعالی می‌نمایند (مالتر10؛(1997) ترجمه قراچه داغی،1380نقل ازحسینی13830) عده‌ا‌ی سازگاری را مترادف با مهارت اجتماعی می‌دانند و مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه‌ی خاص اجتماعی به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد. در حالی که اسلاموسکی11 و دان12 (1996) سازگاری و مهارت اجتماعی را فرایند‌ی می‌دانند که افراد را قادر می‌سازند تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند، رفتار خود را کنترل کنند و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم نمایند. عوامل متعددی در سازگاری شخصی و اجتماعی افراد نقش دارند که نظریه‌ها و دیدگاه‌های مختلف تربیتی، روانشناسی و جامعه شناسی بر آن تاکید کرده‌اند.
ایواتا13 و همکاران (2000) در مروری جامع عوامل موثر در سازگاری را به شش دسته عمده تقسیم کرده‌اند. – محرومیت‌های جسمانی ناشی از( نقص عضو، تغذیه‌ی نادرست و بد، محرومیت از خواب و خستگی روانی، آسیب‌های مغزی )2- عوامل روانی اجتماعی- محیطی نظیر (بیکاری، جنگ، بلایای طبیعی، فقر و اعتیاد )3- عوامل تربیتی نظیر( فقدان رابطه والد –کودک، طرد کردن فرزندان، حمایت افراطی، خود مختاری بیش از حد، انتظارات و خواسته‌های غیر واقع گرایانه‌ی والدین) 4- ساختار خانوادگی نا سازگار از جمله(خانواده‌های بی‌کفایت، از هم پاشیده، ضد اجتماعی و عدم ثبات عاطفی و روانی والدین بخصوص مادر) 5- فشارهای ناشی از (زندگی صنعتی مانند رقابت‌های تاسالم، تقاضاهای شغلی و تحصیلی و پیچیدگی‌های زندگی جدید) 6- عوامل ژنتیکی و ارثی نظیر اختلالات جسمانی، روانی که زمینه را برای رفتارهای بزهکارانه و ناسازگاری اجتماعی فراهم می‌کنند. از طرفی در نتایج پژوهش‌های (روشن،1369؛ مسعودی‌نژاد ،1372؛قهاری،1375؛نوری،1380؛ حسینی،1383؛ خدایاری‌فرد،1385؛ صفوی،موسوی، لطفی،1388؛ مرادی ،واحدی،1388 ) عوامل مرتبط با سازگاری بررسی شده است و قمری(1370)تاثیر تکنیک خود آموزی کلامی در کودکان مبتلا به ناسازگاری رفتاری بعلت کمبود توجه که همراه با بیش فعالی مشاهده می‌شد را بررسی کرد.
همانگونه که سازگاری یکی از موضوعات تخصصی روانشناسی است و هدف ، ایجاد سازگاری مناسب و مطلوب در افراد می‌باشد. اختلالات مربوط به سازگاری در جامعه امروز رواج فراوان دارند. به نقل از موریسن14(1995) اختلالات سازگاری از نظر روان شناسی اینطور تعریف می‌شود: هنگامی که فرد در پاسخ، به ‌استرس‌های خاص محیطی یا شخصی علائم عاطفی یا رفتاری خاصی مانند افسردگی، اضطراب، مشکلات رفتاری در مدرسه ، دانشگاه ، افت عملکرد تحصیلی واخراج ، عدم اعتماد به نفس، نزاع با مردم، مشکلات شغلی، تعارضات، سرپیچی‌های اجتماعی و نیز شکایت‌های جسما نی را از خود بروز دهند، دچار ناسازگاری رفتاری شده است، به عبارت ساده‌تر، اگر افراد فشار عصبی خاصی را تجربه می‌کنند و در پاسخ به آن، نشانه‌های روانی خاصی را از خود بروز می‌دهند که این نشانه‌ها به انجام وظایف اصلی در جامعه یا عملکرد شخصی‌شان لطمه می‌زنند. منظور از این وظایف اصلی، کارهایی مانند سازگاری در محیط مدرسه، سازگاری عاطفی و درونی و سازگاری اجتماعی و سازگاری خانوادگی……. می‌دانند.. هرچند که برای شناسایی عوامل مرتبط با سازگاری تلاش‌های نظری و تجربی زیادی صورت گرفته است (بارلو15،2004؛ موریسن1995؛ افر16 و سبشین17 1991) عمدتاً علت اصلی ناسازگاری‌های روانی به استرس‌ها و فشارهای شدید عصبی در زندگی روزمره برمی‌گردد اما هنوز مشخص نیست چه افرادی، در مقابل استرس‌های معینی به ناسازگاری و اختلال رفتاری دچار می‌شوند و رفتار ناسازگار از خود نشان می‌دهند. ویژگی‌های روان شناختی انسان‌ها ارتباط زیادی در سازگاری‌ها دارند. همانطور که ذکر شد عوامل بخصوص ساختار خانوادگی و چگونگی ارتباط اعضای خانواده به ویژه روابط والد – فرزندی نفش مهمی را در سازگاری روان شناختی و اجتماعی افراد برعهده دارد.تحقیقات(ساعدی،1382؛ خسروی، 1382؛ شهابی زاده،1383؛ اسرف18،بادن19،1993؛فیوری20 و همکاران،1997؛هازان 21و شو22ر،1987 ؛کهن23،1990؛) با دلبستگی اولیه ورابطه والد – فرزند همسو است. اولین و مهمترین اجتماعی که هر نوزاد پس از تولد در آن پا می‌گذارد خانواده است .تاثیرانی که به شکل‌گیری شخصیت هر فرد دارد بی‌شک بسیار عمیق و انکار ناپذیر است. همانطور که فروید 24به حق گفته است، اثر این سالها برای تمام عمر در انسان باقی می‌ماند و فرد، والدین خود را در خود حل و با خود حمل می‌کند. رابطه‌ها از هر نوع؛ ولی- فرزندی، زن و شوهری، دوستی و یا هر رابطه‌ی‌ دیگری با خارج شدن یکی از طرفین، آن رابطه به پایان نمی‌رسد. اندرسون 25 (1970) می گوید: مرگ به زندگی خاتمه می‌دهد. اما به رابطه پایان نمی‌دهد، رابطه‌ای که ذهن فرد بازمانده را برای تجزیه و تحلیل و حل گره‌های رابطه که ممکن است هرگز میسر نشود، همچنان به خود مشغول می‌کند (ثنایی، 1378؛ به نقل از خسروی،1382).
در این نظریه فرض بر این است که اگر ما قالب ذهنی یک فرد را بشناسیم، قادر خواهیم شد تا رفتار‌های او در روابط میان فردی‌اش را بهتر درک و پیش‌بینی کنیم. روابط بیرونی هرکسی همواره باز تاب رابطه‌ای است که فرد با خودش دارد مراد از ارتباط درونی علاوه بر میزان عشق ‌ورزی به خود، تصویری که از خودمان داریم و بیاناتی که در مورد خودمان با خود تکرار و به خود تلقین می‌کنیم نیز هست، و مراد از ارتباط بیرونی درعشق‌ ورزی و دریافت عشق به شکل آزادانه، مسئله داشتن در ابراز احساسات شخصی، احساس گناه به خاطر خشمگین شدن در تقابل عزیزان، مسئله داشتن در مورد معنی دادن به روابط صمیمانه‌ی جنسی، فقدان هدف، معنا، هویت شخصیت یا اشتیاق به زندگی، چطور به مراحل تحول شخصیت در کودکی ربط دارند. می دانید که در صورت عدم پرداختن به آنها چگونه به تفاسیر ما از آینده‌ی ما حکمفرمایی خواهند کرد. (وین26؛ ترجمه کرمانی،1383؛نقل از حسینی1389).
همانطور که در بالا ذکر شد روابط موضوعی به طور کلی شخصیت انسان را ثمره رابطه اولیه‌ی مادر – فرزند می‌داند. وینی کات27(1960) بر این باور است که توسعه و پرورش خویشتن28 کودک از طریق هماهنگ شدن‌های ‌مادر با نیازهای کودک صورت می‌گیرد. اگر نیازهای کودک به اندازه کافی توسط والدین برآورده شود، والدین و کارکردهای موضوعی آنها (مانند انعکاسگری ،آیینه سازی و همدلی) توسط کودک درونی خواهد شد ، زیرا تجربه‌ی میان فردی اولیه ، نمونه‌ی نخستین روابط میان فردی بعدی است. آنچه از تجارب تحولی –میان فردی اولیه29 باقی می‌ماند، به شکل نوعی قالب روانی30 سازمان‌دهی می‌شود. از آنجا که این” قالب روانی”، خویشتن افراد در رابطه با موضوع هایشان را در برمی‌گیرد، بر تجربه پدیداری31 فرد و نیز رفتارهای میان فردی او تاثیر می‌گذارد. به همین خاطر در این رویکرد، اختلالات شخصیت 32 بعنوان جلوه‌ها و. تظاهرات بیرونی یک قالب روانی نادرست که خود نتیجه‌ی نقص‌های خاص تحولی33 و در رابطه با مراقبان شکل گرفته، در نظر گرفته می‌شود. الگوی روانی مذکور، در شکل‌دهی به مواضع ناسازگارانه انعطاف ‌ناپذیر میان‌فردی سهمی اساسی دارد و فرد را از شکوفا شدن در حیطه‌های مهم زندگی، سازگاری عاطفی، سازگاری اجتماعی، سازگاری آموزشی (مانند عشق، کار، تحصیل) محروم می‌سازد. یکی از مفروضه‌های بنیادین رویکرد روابط موضوعی چنین مطرح می‌کند که “راه تغییر دادن قالب روانی افراد دچار تعارض، اصلاح و تعدیل این قالب‌ها به واسطه‌ی تجارب تصحیحی34 در کنار موضوع‌های جدید است. وقتی افراد در مورد خویشتن احساس یکدستی و انسجام می‌کنند خودشان را با زمان‌ها و مکان‌های گوناگون، نسبتاً با ثبات تجربه می‌کنند. . به همین دلیل افرادی که ثبات خویشتن دارند، درهرموقعیت خودشان را به‌ صورت شخصی ادراک می‌کنند که عموماً بخشنده و حمایتگر است. نه خود خواه ونه نیازمند توجه. روند پیوستگی خویشتنی که، نخستین بار از طریق همانند سازی با ادراکات والدین، در کودک شکل گرفته وهریک از این بخشها را نه بعنوان موجودیت‌هایی گسسته از یکدیگر، بلکه در قالب بخشهایی متصل به هم و بخشی از یک کل یکپارچه به تصور در می‌آورد.(کرنبرگ35 1982،1984)
با توجه به مطالب ذکر شده و با توجه به مدل زیستی – روانی-اجتماعی انجل36 (1980،1991؛نقل از نظری 1391،ترجمه حسینی1391) که شخصیت را پدیده‌ای چند بعدی می داند و به فرد نگرش کل گرایانه دارند.به نظر می رسد که در پدیده ناسازگاری هم، این سه بعد نقش دارند . و از آنجا که یکی از خدمات ارزنده روان کاوی با رویکرد روابط موضوعی به توصیف مراحل رشد زیستی –روانی-اجتماعی کودک با مراقبان اولیه و رسیدن به موضوعی کلی (از طریق شناسایی قالب های روانی )و سازگاری مطلوب می‌پردازد. لذا با توجه به مطالبی که در بالا به آن اشاره شد و با توجه به تحقیقاتی که در ایران و خارج از کشور در مورد این متغیرها صورت گرفته، اما تحقیقی که این متغیرها را در دانش آموزان بررسی کند به خصوص ارتباط روابط موضوعی با سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی را تعیین کند صورت نگرفته است و لذا تحقیق حاضر می‌کوشد تا به ارتباط روابط موضوعی با سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی دانش آموزان بپردازد.
اهمیت و ضرورت پژوهش:
علم، آنچنان که ما از قرن هفدهم شناخته‌ایم محدود به مطالعه بی‌طرفانه و قابل تکرار واقعیت عینی بوده است پیش از مدرنیته، پزشکان و نیز برخی فلاسفه معتقد بودند که وضعیت ذهن به گونه‌ای بنیادی با سلامت جسمانی گره خورده است. در این معنا نگاه آنان اساساً کل گرایانه 37 بوده است هر روز حقایق جدیدی آشکار می‌شود که تصویر ما را از ارتباط میان جنبه های روانی، جسمانی و اجتماعی سلامت روشن‌تر می‌سازد. همچنان که وارد قرن بیست و یکم می‌شویم، بسیاری از ما می‌دانیم که افزایش رویدادهای عاطفی سخت به ویژه اگر نزدیک به هم باشند با افزایش آسیب پذیری در مقابل انواع بیماری‌ها همراه است. یکی از تحولات بسیار مهم رشته روانشناسی سلامت و الگوی زیست – روان – اجتماعی38 مرتبط با آن است. توماس کوهن، 39 فیلسوف علم (1962)، از اصطلاح«کلان الگو40 برای توضیح چار چوب کلی فرضیات بنیادی که دانشمندان بر اساس آن داده‌هایشان را تحلیل و تفسیر می‌کنند، استفاده کرد. در واقع الگوی زیست –روان-اجتماعی فضا را برای مفهوم ساختار اجتماعی تجربه و نیز ساختار روایت شخصی از تجربه‌اش،که مشخصه‌های رویکرد پسا مدرن است فراهم می‌کند. این‌ نگاه با رویکرد روانکاوانه‌ای که رابطه را در مرکزیت توجه قرار می‌دهد و مشخصاً توسط ملانی کلاین بیان شده، مرتبط است . یکی از اظهارات مهم وینی کات– روانکاو روابط موضوعی – این است که «چیزی به عنوان یک نوزاد وجود ندارد». در توضیح این گفته، وینی کات خاطرنشان می‌کند، هنگامی که ما یک نوزاد را در شرایط طبیعی می‌بینیم، شخصی را هم که از او مراقبت می‌کند می بینیم. نوزاد و مراقب او یک کل هستند ؛. حتی مفهوم فرد منزوی – شخصی که با انسان‌های دیگر در ارتباط نیست، تنها در تقابل با پیش زمینه انسانی که با دیگران در ارتباط است، معنا می‌یابد. تفکر روانکاوانه معاصر تاکید بسیاری بر فرایند درونی شدن روابط اولیه دارد. در این فرایند بخشی از آنچه ما هستیم شکل می‌گیرد و راه‌هایی که ما با افراد جدید زندگی‌مان ارتباط بر قرار می‌کنیم پدید می‌آیند . این الگوی کل نگر چالش آشکاری با کلان الگوی پزشکی و تقسیم انسان به” ذهن”، “ماده”دارد. این الگو فضای ارزشمندی را برای پژوهش‌های تجربی و یافته‌هایی که تاکنون شناخت شهودی ما را از اینکه شرایط اجتماعی و حالات روانشناسی بطور تفکیک ناپذیری با سلامت جسمی در هم تنیده است، ، با‌کال41 ( 1999) در این باره چنین می‌گوید:”مداخلات پزشکی باید بر پایه به رسمیت شناختن ارتباط نزدیک سلامت با نگرش‌ها، افکار، احساسات، و رفتارها باشد (تارپ مگی42، 2001 ،ترجمه‌ی‌ محمدی،1391). از این گفته می توان در مورد کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی نقص کمبود توجه. اشاره کرد..اکثراً از نظر اجتماعی دچار مشکل و مسائل بیشتر در مدرسه، با همتاها و اعضاء خانواده پیدا می‌کنند و پیشرفت تحصیلی آن ها کمتر از افراد غیر ADHD است.دارو به تنهایی غالباً برای برآوردن نیازهای درمانی جامع کودکان مبتلا به این اختلال کافی نیست‌ و معمولاً وجهی از یک رژیم چند وجهی است ، درمان چند وجهی مداخله های روانی- اجتماعی شامل درمان فردی، تقا‌بلات رفتاری، گروه های مهارت اجتماعی،آموزش والدین، مداخله‌های رفتاری در مدرسه و غالباً اثر بخش هستند(سادوک، سادوک،2003؛ترجمه پورافکاری،1382). در پژوهشی که د. لی کیم پارک43 ،(2012 ) با عنوان رابطه بین روابط موضوعی و رفتار والدینی مادران کودکان ADHD انجام داده است همسو می باشد.
با توجه به همسویی روابط موضوعی با سازگاری به نظر می‌رسد که روابط موضوعی در سازگاری افراد نقش مهم و کلیدی دارند. لذا تحقیق حاضر کوشیده است تا به بررسی این متغیرها در دانش آموزان بپردازد، انتظار می‌رود نتایح این تحقیق بتواند راهنمای عملی برای شناخت روابط موضوعی و سازگاری افراد برای متخصصان این حوزه و ارگان هایی همچون سازمان اصلاح و تربیت، مدیران مدارس و خانه های سلامت و کلیه مراکزی که با خانواده‌ها مرتبط هستند؛ در جهت آگاه سازی والدین برای حفظ و ارتقا سلامت روان و روابط با کودکانشان فراهم نماید تا با شناحت هرچه بهتر تاثیر روابط موضوعی در سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی دانش آموزان فراهم آید.

اهداف پژوهش:
هدف اصلی :
پژوهش حاضر به دنبال تعیین رابطه بین روابط موضوعی و سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی می‌باشد

اهداف فرعی
1- تعیین رابطه بین خرده مقیاس‌های روابط موضوعی با سازگاری عاطفی.
2- تعیین رابطه بین خرده مقیاس‌های روابط موضوعی با سازگاری اجتماعی
3-تعیین رابطه بین خرده مقیاس‌های روابط موضوعی با سازگاری آموزشی

فرضیه‌ها و سوال‌های پژوهش:
فرضیه‌های پژوهش:
1- بین روابط موضوعی با سازگاری رابطه وجود دارد.
2- بین خرده مقیاس‌های روابط موضوعی با سازگاری عاطفی رابطه وجود دارد.
3- بین خرده مقیاس‌های روابط موضوعی با سازگاری اجتماعی رابطه وجود دارد.
4- بین خرده مقیاس‌های روابط موضوعی با سازگاری آموزشی رابطه وجود دازد.

سوال های پژوهش:
1- آیا روابط موضوعی می تواند سازگاری را پیش بینی کند؟
2- کدام یک از خرده مقیاس‌های روابط موضوعی می‌تواند سازگاری عاطفی را پیش بینی کند؟
3- کدام یک از خرده مقیاس‌های روابط موضوعی می‌تواند سازگاری اجتماعی را پیش بینی کند؟
4- کدام یک از خرده مقیاس‌های روابط موضوعی می‌تواند سازگاری آموزشی را پیش بینی کند؟
معرفی متغیرهای پژوهش:
1- متغیر پیش بین :روابط موضوعی.
2 – متغیر ملاک :سازگاری (عاطفی، اجتماعی، آموزشی).
3 –متغیر مداخله گر: میزان هوش و تسهیلات موجود خانواده.
4 – متغیر تعدیل: سن، جنس، مقطع سال سوم دبیرستان.

تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها:
روابط موضوعی44
– تعریف مفهومی:
روابط موضوعی معمولا ًبه معنای روابط شخصی است و «موضوع45 »اصطلاحی تخصصی است به معنای «آن چه سوژه46 با آن در ارتباط است.» مباحث مرتبط با روابط موضوعی غالباً به روابط اولیه‌ی کودک ومادر و چگونگی شکل‌گیری دنیای درونی کودک و روابط آتی فرد بزرگسال تحت تاثیر این روابط اولیه، معطوف‌اند( سنت کلر،47 ، 1940 ترجمه طهماسب، علی آقایی1386).

– تعریف عملیاتی:
روابط موضوعی: در این پژوهش متغیر مستقل می‌باشد و بوسیله پرسشنامه روابط موضوعی بل ارزیابی می‌شود و در پژوهش‌های بسیاری در حوزهای روابط بین فردی و در تشخیص و پیش بینی آسیب های روانی به کار رفته است(هنس48،2002). پرسشنامه روابط موضوعی بل چهار خرده مقیاس برای سنجش ابعاد مختلف روابط موضوعی(بیگانگی؛ دلیستگی‌ناایمن، خود میان بینی، بی‌کفایتی اجتماعی)ارائه می‌کند، نمره بالا در هریک از خرده مقیاس‌ها حاکی از این که فرد در آن بعد از روابط موضوعی دچار نقصان‌هایی است(بل،1995؛نقل از هنس2002)

بیگانگی 49
– تعریف مفهومی:
فقدان اعتماد بنیادین، احساس بیگانگی و مشکل در برقراری صمیمیت (بل، 502002)
– تعریف عملیاتی:
کسانی که در مقیاس(ALN) پرسشنامه بل نمره بالا می گیرند غالباً از فقدان اساسی نوعی احساس اعتماد در روابط خود رنج می‌برند. آنها در ارتباطات خود بی‌ثبات و سطحی بوده و مشکلات جدی در برقراری صمیمیت دارند. برای حفاظت از خود در برابر خشم و خصومتی که به دیگران فرافکنی می‌کنند به تنهایی پناه برده و منزوی می‌شوند.(بل، 1995؛ نقل از هنسن،2002 )
دلبستگی ناایمن51
– تعریف مفهومی:
حساسیت نسبت به طرد شدن، ترس از جدایی و رها شدگی و آسیب پذیری در برابر صدمه دیدن توسط دیگران(بل 2002)
– تعریف عملیاتی:
نمره بالا درمقیاس IA)) حساسیت فرد به طرد و آسیب دیدن توسط دیگران را منعکس می‌سازد فقدان، جدایی و رهاشدگی چه در صورت واقعی و یا خیالی برای این افراد سخت و به دلیل این که روابط آنها معمولاً با احساس گناه، حسادت و اضطراب همراه است غالباً به الگوهای ناسازگارانه و تمایلات خود آزارگرانه و دیگر آزارگرانه منجر می‌شود(بل،1995؛ نقل از هنسن، 2002).

خودمیان بینی52
– تعریف مفهومی:
شاخصی از همدلی پایین و تمایل به حفاظت از خود در روابط، کنترل و سود جویی از آنان است(بل، 2002).
– تعریف عملیاتی:
نمره بالا در مقیاس (EGC) سه نگرش نسبت به روابط را مشخص می‌سازد که عبارتند از بد گمانی و بی‌اعتمادی نسبت به انگیزه‌های دیگران، بهره‌جویی فردی از روابط و دستکاری و سوءاستفاده از دیگران برای دستیابی به خواسته‌های شخصی خود. این افراد در روابط بین فردی، هیچ نوع همدلی ابراز نمی‌کنند و نسبت به احساسات و برداشت دیگران آگاهی یا نگرانی ندارند.(بل، 2003)
بی‌کفایتی اجتماعی 53
– تعریف مفهومی:
منعکس کننده عدم راحتی در جمع، خجالتی بودن و دشواری در دوست یابی است (بل، 2002).
– تعریف عملیاتی:
نمره بالا در مقیاس(SI) نشان دهنده خجالتی بودن، عصبی بودن و تردید نسبت به اطرافیان مخصوصا جنس مخالف می‌باشد. روابط برای چنین افرادی بی‌نهایت دشوار و غیرفابل پبش بینی به نظر می‌آید و غالباً از هر گونه رابطه‌ای اجتناب می‌ورزند.(بل، 2003).

سازگاری54
– تعریف مفهومی:
عمل برقراری یک رابطه روان شنا ختی رضایت بخش میان خود و محیط و پذیرش رفتار و کردار مناسب و موافق با محیط و تغییرات محیطی را سازگاری گویند(شعاری نژاد، 1364؛نقل از حسینی 1383). در این پژوهش، سازگاری در سه حوزه‌ی عاطفی، اجتماعی و آموزشی تعریف شده است.
– تعریف عملیاتی:
در این پژوهش سازگاری، متغیر وابسته است و تغییرات آن بوسیله پرسشنامه سازگاری دانش‌آ موزان دبیرستانی در حیطه‌های عاطفی، اجتماعی و آموزشی ساخته سینها55 و سینک56 سنجیده می‌شود
سازگاری عاطفی57
– تعریف مفهومی:
سلامت روانی مناسب و مقاومت در برابر عوارض فشار روانی، خلق مثبت و رضایت از زندگی شخصی و مدرسه و هماهنگی مناسب میان احساسات، افکار و فعالیت‌ها، به عبارت دیگر سازگاری عاطفی یعنی مکانیزم‌هایی که توسط آن‌ها فرد ثبات عاطفی پیدا می‌کند(پورافکاری، 1385)
– تعریف عملیاتی:
نمره‌ای که فرد در مقیاس سازگاری عاطفی پرسشنامه سازگاری سینها و سینک دریافت می‌کند نمره بالا نشان دهنده بی‌ثباتی عاطفی و نمره پایین نشانگر ثبات عاطفی است.

سازگاری اجتماعی58
– تعریف مفهومی
اجتماعی شدن یک فرایتد دو جانبه ارتباطی بین فرد و جامعه است و مترادف با مهارت اجتماعی می‌دانند. از نظر آن‌ها توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمیته‌ی خاص اجتماعی به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد(اسلبی و گورا، 1988؛ نقل از عابدینی، 1381)
– تعریف عملیاتی:
نمره‌ا‌ی که فرد در مقیاس سازگاری اجتماعی پرسشنامه سازگاری سینها و سینک دریافت می‌کند نمرات بالا نمایانگر سلطه پذیری و نمرات پایین نشان دهنده پرخاشگری است.
سازگاری آموزشی59
– تعریف مفهومی:
رضایت از مدرسه و انجام فعالیت‌هایی که کارکرد موثر را افزایش می دهد. مانند برنامه‌ریزی، شرکت در بحث‌ها، همکاری با دیگران سوال کردن در کلاس، کفایت و صلاحیت در فعالیت‌های تحصیل( نقل از حسینی 1383)
تعریف عملیاتی:
نمره‌ای که فرد در مقیاس سازگاری آموزشی پرسشنامه سازگاری سینها و سینک دریافت می‌کند. نمرات بالا نشانگر وضعیت درسی و تحصیلی ضعیف و نمرات پایین مخصوص علاقه‌مندان به تحصیل و مدرسه است.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه پژوهش

مقدمه فصل دوم:
مطالعه تحول انسان علمی است که فهم چگونگی و چرایی تغییر افراد را میسر می‌سازد، و اینکه چگونه و چرا به همان وضع باقی می‌مانند، در حالی که پیرتر می‌شوند.تحول انسان به سه حوزه تقسیم می‌شود :حوزه زیستی – اجتماعی، حوزه شناختی و حوزه روانی – اجتماعی (برگر60،1997؛ نقل از ساعدی،1382). روان شناسی تحولی عبارت از بررسی تحول روانی در فرد یا نوع. اما در هر حال این “پدید آیی “که یک حرکت محدود از زاویه‌ی شکل گیری دامنه‌های مختلف سازمان روانی است( منصور،1389).
مطالعه نظام دار روان شناسی کودک در اوایل قرن بیستم آغاز شد. سه جنبش روان شناسی در اروپا ، امریکا ایجاد شد ابتدا نظریه روان تحلیل‌گری فروید، سپس نظریه یادگیری جان واتسن و بعد نظریه شناختی پیازه و در سال‌های اخیر رفتار شناسی طبیعی مطرح می‌باشد که فرایندی از سازش بامحیط می‌داند (یاسایی، 1357؛ نقل از ساعدی،1382). این دیدگاه اهمیت درک رابطه بین ارگانیزم و نظام‌های محیطی متفاوت را مورد تاکید قرار می‌دهند. کودک نیز به عنوان عنصری که مشارکت فعال در خلق محیط خود دارد، در نظر گرفته می‌شود (طهوریان وهمکاران،1373 ؛ نقل از ساعدی،1382).
موضوع شخصیت به قدری پیچیده، وسیع و همه جانبه است که تاکنون هیچ نظریه‌ای به تنهایی قادر به تشریح کامل آن نبوده است. به همین دلیل است که امروز در روان شناسی،. نظریه‌های مختلف و متعددی در این باره وجود دارد. بسیاری از این نظریه‌ها، هدف و مقصودی مشابه یکدیگر دارند ولی از لحاظ ارتباط کاربرد اصطلاحات علمی و روش تجزیه و تحلیل شخصیت متفاوتند. شخصیت تعاریف بسیاری دارد و آلپورت61 تمام تعاریفی را که در زمینه‌ی شخصیت ارائه شده است را در دو دسته نسبتاٌ مشخص طبقه بندی کرده است. دسته اول تعاریفی که روش آنها بر اساس تحقیق درباره‌ی ظواهر و اعمال بیرونی قرار گرفته است که به آنها تئوری صوری یا تئوری ماسک62 گویند و دسته دوم تعاریفی است که در آن از چگونگی و عمق ماهیت شخصیت صحبت می‌شود و به آن تئوری عمق یا سابستانس63 گویند.
روانشناسان بیشتر تئوری عمقی را قبول دارند و سعی دارند علل و عوامل نهفته و عملی رفتار بشر را دریابند زیرا شناسایی این مسائل را در شناسایی شخصیت مهم می‌دانند. برای این منظور، آنان سعی می‌کنند که فرضیه‌هایی بسازند تا بر اساس آنها عوامل پویایی بوجود آورنده‌ی شخصیت را توضیح دهند (حسینی،1389)
روانشناسان عموماً بر این تعریف از شخصیت اتفاق نظر دارند: صفات اختصاصی فرد و شیوه‌های رفتاری که وی را از دیگران متمایز می‌کند. آنچه که اکثر افراد در داشتن یا انجام آن مشترکند را، جز، شخصیت خاص فرد به حساب نمی‌آورند: مثلاً سه وعده غذا خوردن در روز یا هر روز به مدرسه رفتن بچه‌های دبستان. اما در مطالعه‌ی شخصیت آنچه اهمیت دارد شیوه‌های خاص تفکر یا عملکرد فردی است که با دیگران تقاوت دارد.(هاشمیان، 1380)
تعاریف روابط موضوعی:
ا صطلاحات روابط موضوعی طی چند سال گذشته در بسیاری از متون روانکاوی، جایگاه اصلی را تصرف کرده‌اند. مقصود از روابط موضوعی، روابط بین شخصی64 است. اصطلاح موضوع که واژه‌ای تخصصی و ابداع فروید است، به هر آن چیزی اشاره دارد که نیازی را برآ ورده می‌سازد. در معنای گسترده تر، موضوع به شخص یا شیء با اهمیتی اشاره دارد که موضوع با هدف احساسات و سا ئق های یک فرد است. فروید نخستین بار در بحث از سائق های غریزی و زمینه‌ی روابط اولیه‌ی مادر – فرزند از اصطلاح موضوع استفاده کرد . این واژه در ترکیب با روابط، به روابط بین شخصی اشاره دارد و حاکی از بقایای درونی روابط گذشته‌ای است که تعاملات کنونی فرد با دیگران را شکل می‌دهد. روانکاوی همواره در پی کشف این بوده است که گذشته‌ی افراد به چه نحو رفتار و روابط کنونی آن ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد( سنت کلر، 1940؛ ترجمه طهماسب ، علی آقایی، 1386).
فروید معتقد بود غرایز عنصر اصلی شخصیت هستند، نیروهای برانگیزانده‌ا‌ی که رفتار را سوق می‌دهند و جهت آن را تعیین می‌کند. اصطلاح آلمانی فروید برای این مفهوم،Trieb است که بهترین ترجمه آن نیروگذاری سوق دهنده یا تکانه است (بتلهایم65،1984). غرایز شکلی از انرژی هستند، محرکهای غرایز (مثل گرسنگی یا تشنگی)، درونی هستند. هنگامی که یک نیاز مثل گرسنگی ، در بدن برانگیخته می شود، حالتی از برانگیختگی فیزیژلوژیکی یا انرژی را تولید می کند. ذهن این انرژی بدنی را به میل66 تبدیل می کند. هدف غریزه، ارضا کردن نیاز و از این رو کم کردن تنش است. نظریه‌ی فروید را می توان یک رویکرد تعادل حیاتی خواند تا جائیکه پیشنهاد می‌کند که ما برای بازگرداندن و حفظ حالتی از توازن فیزیولوزیکی برای رها کردن بدن از تنش، برانگیخته می‌شویم. فروید تصور می‌کرد که انرژی روانی می‌تواند به هدفهای جانشین، جا به جا شود و این جا به جایی در تعیین شخصیت فرد اهمیت ویژه‌ای دارد. واژه‌ی موضوع یا هدف که وی آن را صرف انرژی روانی در یک موضوع یا هدف تعریف کرد. منظور او از موضوع هر شخص یا فعالیتی بود که می‌تواند یک غریزه را ارضا کند. بنابر این، ممکن است انرژی روانی را صرف افرادی مثل مادرمان کنیم که توانایی ارضای نیازهای اساسی ما را دارند. فروید گفت که اولین موضوع ارضا کننده‌ی غریزه در زندگی کودک، پستان مادر است. بعداٌ مادر به عنوان شخصی کامل، تبدیل به یک موضوع می‌شود .هنگامی که کودک بزرگ می‌شود. افراد دیگر نیز مادام که نیازهای غریزی کودک را بر آورده می‌کنند، به چنین موضوع‌ها یا اهدافی تبدیل می‌شوند ( شولتز، 1998ترجمه سید محمدی،1381)
موضوع‌های جزیی و موضوع‌های کلی:
انگاره‌ها و بازنمایی‌های دنیای ذهنی همیشه موضوع‌های کلی نیستند و ممکن است بازنمایی‌هایی از موضوع‌های جزیی باشند؛ موضوع جزیی ممکن است جزیی از یک شخص مثلاً پا ،قضیب یا پستان یا حتی بخشی ازبدن خود سوژه در مقام موضوع باشد، مثل شستی که نوزاد می مکد(ارلو،1980)
اصطلاح موضوع جزیی در غالب مواقع به بازنمایی یک موضوع کلی دلالت دارد، از این وجه که سوژه‌ در تجربه‌ی ذهنی آن را خوب یا بد و خوشایند یا نا حوشایند، یافته است. تجربه‌ی یک موضوع در این چار چوب که ارضا‌‌کننده است یا ناکام‌کننده، نگاهی جزءنگر به آن موضوع است. نگاهی که حاکی از نوعی وضعیت «این یا آن» است دیدن موضوع به عنوان موضوع کلی یعنی نگاه به آن از این منظر که هر دو قابلیت ارضا کنندگی و ناکام سازی را دارد.(سنت کلر،1940،ترجمه طهماسب، علی آقایی 1386)

روابط موضوعی از دید کرنبرگ عموماٌ عبارت است از مطالعه‌ی روان کاوانه‌ی روابط بین شخصی و بررسی چگونگی رشد ساختارهای درون روانی 67 بر مبنای روابط پیشین درونی شده‌ی فرد با دیگران(سنت کلر 1940 ؛ ترجمه طهماسب، علی آقایی 1386)
نظریه‌های گوناگون در باب روابط موضوعی:
نظریه‌ی‌ روابط موضوعی پیامد نظریه‌ی غریزه‌ی فروید است (شولتز،1988،ترجمه سید مجمدی 1381) نظریه های روابط موضوعی اساساً نظریاتی رشد نگرند که فرایندها و روابط تحولی مقدم بر دوره ادیپی را بررسی می‌کند .نظریه پردازان روابط موضوعی به اشکال مختلفی در باب موضوع‌ها سخن گفته‌اند. می‌گویند« نظریه‌ها» زیرا هیچ نظام یا نظریه‌ی روابط موضوعیِ واحدی که عام یافته باشد در کار نیست. ایده‌های بسیاری از درمانگران و نظریه پردازان در تکوین و تکامل مجموعه مفاهیم مرتبط با روابط موضوعی و نتایج آن‌ها نقش داشته است.( نقل از سنت کلر،1940) نظریه‌های روابط موضوعی نمایانگر رویکردی روان تحلیل گرایانه برای مطالعه و درک روابط میان فردی و تاثیر آن روی رفتار است. اما بطور دقیق تر باید گفت که نظریه‌های روابط.موضوعی بر درونی کردن الگوهای تعاملی اولیه‌ی کودک و مراقبانش تمرکز می کنند(کرنبرگ ؛1980 ،1975) نظریه روابط موضوعی نوعی درمان تحلیلی است که کاوش در همانند سازی های نا هشیار و درونی کردن اشیای بیرونی (جنبه هایی از افراد مهم ) را در بر می گیرد.از نظریه پردازان مخصوصاٌ اوتو کرنبرگ سعی کرده اند عقاید گوناگو.نی را که مشخصه این مکتب فکری هستند یکپارچه کنند.( سنت کلر و دیگران ،2004؛ به نقل ازجرالد کری1937، ترجمه سید محمدی،1389) نظریه‌های روابط موضوعی از یک سو قابل اعتماد ترین ابزار ارزیابی سلامت و از سویی دیگر فراهم آورنده‌ی امکان درمان است .(ماهلر68، فورر69.1968).همگی این نظریات، جهان روابط پیشین و کنونی و چگونگی تاثیرگذاری روابط اولیه و گذشته بر کارکرد روانی اجتماعی زمان حاضر فرد را مورد مطالعه قرار می دهند( سنت کلر،1940)
نظریه پردازان روابط موضوعی:
در این قسمت به عقاید مهم ترین نظریه پردازان روابط موضوعی می پردازیم. هریک در رشد و بالندگی نظریه روابط موضوعی سهم داشته اند. جنبش مذکور با آخرین نوشته های فروید شروع شد و پس از او انا فروید70، رنه اشپیتز71 و از طریق مکتب روابط موضوعی بریتانیایی(ملاتی کلاین72، وینی کات 73، فیربرن74 ، گانتریپ75) مکتب روابط موضوغی امریکایی(مارگارت ماهلر76، یاکوبسن77، کرنبرگ) تداوم و تحول پیدا کرد. آشنایی با عقاید این بانیان، موجبات درک مدل های موضوعی و متعاقباٌ روان درمانی های کارآمد تر و همچنین در زمینه تشخیص افتراقی و چگونگی بکارگیری این مدل ها جهت کار با اختلالات مهم شخصیتی را نمایان خواهد کرد.( حسینی،1391)
زیگموند فروید:
بنیانگذار نظریه‌ی روابط موضوعی( تحول عاطفی در گستره‌ی روان تحلیلگری)
فروید در اواخر زندگی حرفه‌ای‌اش(1923) ریشه های یک نظریه‌ی موضوعی را وارد خاک پهناور روانکاوی کرد. وی در آخرین نوشته هایش چنین می‌گوید:
“افراد پس از فقدان کسی که برایشان اهمیت زیادی داشته ، به مکانیزم دفاعی بازگشت (واپس روی) رو می‌کنند. آن ها ضمن رنج بردن در این سوگ، با تصور کردن خصوصیات فرد از دست رفته، رابطه طلبی خود با آن شخص را بطور روانی ادامه می‌دهند. فرد سوگوار ادامه دادن به رابطه‌ی گذشته را، تا اندازه‌ای، از طریق درونی کردن تصویر شخص غایب انجام می‌دهند و سپس طوری با این موضوع درونی شده ارتباط برقرار می‌کند، انگار که او واقعاٌ همان شخص است سپس به واسطه درون فکنی، فرد سوگوار همانطوری که قبلاٌ موضوع محبوبش را ادراک می‌کرد، موضوع درونی شده را نیز ادراک خواهد کرد. ایگو78 مخزن موضوع متروک است بدین معنا که ایگو تصویر موضوع غایب را درونی کرده و از طریق فرایند همانند سازی ویژگی‌هایش را جذب و درونی سازی می‌کند و از این گذر، همانند سازی جانشینی می‌گردد برای تسکین موضوعی”
در متن بالا، فروید به شیوه‌ای کاملاٌ زیبا جانشین شدن همانند سازی موضوعی را با تسکین موضوعی شرح داد. ملاحظه می‌کنید که او در همان سالها و با همین اشاره های گذرا، چه درک ژرفی از روابط موضوعی در ذهن داشته است ( حسینی،1390).
نظریه انا فروید
(گسترش روان تحلیل گری کودکان)
انا فروید دختر کوچک زیگموند فروید همراه با دیگر روان تحلیل گران، روان تحلیل گری کودکان را بنیان نهاد. در بخش نخست آثارش هم خود را مصروف توصیف اضطراب‌هایی نموده است که در ریخت‌های مختلف بر من هجوم می‌آورند و موجب می‌شوند که مکانیزم‌های دفاعی مختلف (سرکوب گری79، واپس روی80، تشکل واکنشی81، مجزا سازی82، امحاء، فرافکنی83، درون فکنی84، ،بازگشت علیه خود85، تبدیل به واکنش متضاد و والایی گرایی86) برای مقابله با آنها بکار می‌افتد. قسمت دیگر آثار انا فروید مربوط به خط تحول است. بررسی آثار او حاکی از آن است که در نظریه خود به روابط موضوعی بسیار اهمیت می‌دهد. آنا فروید نشان می‌دهد که چگونه زندگی کودک از وابستگی مطلق به مادر آغاز شده و سپس به سوی سرمایه گذاری به موضوع های جنس مخالف در نوجوانی تحول می‌یابد. او مراحل تحول روابط موضوعی را ترسیم کرده است. این مراحل تحولی از وحدت زیست شناختی زوج مادر –کودک آغاز می‌شود و سپس به ترتیب با مراحل رابطه از نوع موضوع جزیی، مرحله پایداری موضوع ، مرحله رابطه دو سوگرایانه، مرحله مقعدی – آزارگری، پیش- ادیپی، مرجله احلیلی،- ادیپی کاملاٌ متمرکز بر موضوع، دوره نهفتگی، دوره پیش نوجوانی و بلاخره دوره نوجوانی تحول می‌یابد(منصور، دادستان، 1376).

نظریه رنه اشپیتز
(تحول رابطه‌ی “موضوعی”)
رنه اشپیتز زیر نظر فرنزی87 به فعالیت پرداخت وتحت تحلیل آموزشی فروید قرار گرفت. نظریه اشپیتز مبتنی بر ارائه مراحل پدیدآیی رابطه موضوعی و ارتباط انسانی است. در این گستره ، اشپیتز سه مرحله تحول را بر می‌شمرد.
1- مرحله‌ی بدون موضوع
2- مرحله‌ی در راه موضوع
3- مرحله‌ی موضوع لیبیدویی به معنای دقیق کلمه
گذار از این مراحل مختلف اساساٌ در چارچوب رابطه‌ی مادرو کودک قرار می گیرند و بر اثر رفتار های خاصی در کودک ردپایی می شود. رفتارهای خاصی که اشپیتز آن ها را نشانگر88 ها (از نوع “پاسخ با لبخند”) نامیده است. این نشانگرها آشکار کننده‌ی موجودیت سازمانگرها‌ی 89روانی‌اند که آغازگر فرایند‌های” رشد و رسیدگی “و تحولی هستند که به صورت یک “آمیزه “به یکدیگر ملحق می‌شوند، آمیزه‌ای که متدرجاٌ تکامل به سوی توحید یافتگی شخصیت کودک را دامن می‌زند. در هر مرحله‌ی جدید از توحید یافتگی، دستگاه روانی از مکانیزم‌های کنش وری جدید و متفاوتی بر خوردار می‌شود ( منصور، دادستان، 1376).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید